تبليغاتX

شهادت - شهدا - دفاع مقدس - شهدای گمنام
دفاع مقدس - فرهنگ شهادت - شهدای گمنام - مسائل اجتماعی
اعيد قربان مبارك

ی تو جان نوبهاران، خوش رسیدی، خوش رسیدی!
ای تو شور آبشاران، خوش رسیدی، خوش رسیدی!
ای شراب آسمانی، ای طلوع مهربانی
با تو شد خورشید خندان، خوش رسیدی، خوش رسیدی!
ای که نامت گشته ذکر هر دم جان و روانم
ای شفای درد پنهان، خوش رسیدی، خوش رسیدی!
آمدی چون ماه تازه، تیغ بر کف، خنده بر لب
آمدی ای عید قربان! خوش رسیدی، خوش رسیدی!
آمدی چون سیلْ جوشان ، بی‌خبر، ناگه، خروشان
تا کنی این خانه ویران، خوش رسیدی، خوش رسیدی!
خانه‌ی عقل زبون را، عقل سرد تیره‌گون را
کرده‌ای با خاک یکسان، خوش رسیدی، خوش رسیدی!
شعر می‌جوشد ز من، پیوسته هر شب، هر سحرگه
از تو شد این چشمه جوشان، خوش رسیدی، خوش رسیدی!

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت   توسط سرور  | 

عيد قربان

عید قُربان در عربی عيد الأضحی، در ترکی Kurban Bayramı خوانده می شود یکی از روزهای فرخنده در تقویم اسلامی است.
روز دهم ماه قمری ذی الحجه، مصادف با عید قربان از گرامی ترین عیدهای مسلمانان است که به یاد ابراهیم و فرزندش اسماعیل، توسط بسیاری از مسلمانان جشن گرفته می‌شود.
عید قربان که از جمله تعطیلات رسمی مسلمانان است، از یک تا چهار روز جشن گرفته می‌شود و در طی آن مردم با پوشیدن بهترین پوشاک خود، پس از انجام عبادات، به دید و بازدید و جشن و سرور می‌پردازند.
البته برگزار کردن مراسم قربانی در این عید بر همه واجب نیست و تنها بر زائران کعبه در مراسم حج واجب است، اما بسیاری از مسلمانان در سراسر جهان در این روز، گوسفند، گاو یا شتری را قربانی کرده و گوشت آنرا بین همسایگان و مستمندان تقسیم می‌کنند.
حاجیان در این روز پس از به پایان رساندن مناسک حج، حیوانی را ذبح می‏کنند و پس از قربانی آنچه بر آنان در حال احرام، حرام شده‏ بود - مانند نگاه کردن در آینه، گرفتن ناخن و شانه زدن مو -، حلال می‏گردد و با توجه به اینکه حج، یکی از عبادتهای بسیار مهم در اسلام است، توانایی به انجام رساندن آن نیز برای هر مسلمانی بسیار شادی آور است، در نتیجه، روزی که پس از انجام وظایف‏ سنگین حج، به عنوان جایزه الهی و اتمام احرام پیش می ‏آید را عید می دانند.
همچنین در روایت‏های مکرری نقل شده که در روز عید قربان، قربانی کنید تا گرسنگان و بیچارگان نیز به خوراک برسند.

منبع :دانشنامهٔ آزاد.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت   توسط سرور  | 

عيد قربان

عيد قربان ريشه در دوران ماقبل تاريخ بشر دارد. انسان اوليه که از فهم طبيعت عاجز است، برای به دست آوردن ترحم خدايان دست به قربانی کردن حيوانات و انسان ها ميزند. اين رسم نزد همه ملل و اديان به اسامی مختلف موجود بوده است. اين سنت طولانی بشری در اسلام نيز پذيرفته شده است.
در روایات مختلف دینی آمده است که ابراهیم در سن بالا دارای فرزندی شد که او را اسماعیل نام نهاد و برایش بسیار عزیز و گرامی بود. اما مدتها بعد، هنگامی که اسماعیل به سنین نوجوانی رسیده بود، فرمان الهی چندین بار در خواب به ابراهیم نازل شد و بدون ذکر هیچ دلیلی به او دستور داده شد تا اسماعیل را قربانی کند.
او پس از کشمکشهای فراوان درونی، در نهایت با موافقت خالصانه فرزندش، به محل مورد نظر میروند و ابراهیم آماده سر بریدن فرزند محبوب خود می‌شود. اما به هنگام انجام قربانی اسماعیل خداوند که او را سربلند در امتحان می‌‌یابد، گوسفندی را برای انجام ذبح به نزد ابراهیم می‌‌فرستد.
قرآن کریم از امتحانات متعددی که برای ابراهیم (علیه‌السلام) از جانب خداوند متعال پیش آمده است، خبر می‌دهد و او را به پاس تسلیم بودن در برابر اوامر الهی مفتخر به عنوان «خلیل‌الله» می‌گرداند: وَ اتَّخَذَ الله اِبْراهیمَ خَلیلاً (نساء /125) (و خدا ابراهیم را دوست خویش گرفت.) همچنانکه به دلیل سربلندی در امتحانات و ابتلائات علاوه بر مقام نبوت، او را به مرتبت امامت منصوب می‌کند: وَ اِذِا بْتَلی اِبْراهیمَ رَبُّه بِکلِماتٍ فَاَتَمَّهُنَّ قالَ اِنّی جاعِلُکَ لِلنّاسِ اِماماً (بقره /124) (و چون ابراهیم را پروردگارش به کلماتی بیاموزد و او آن همه را به انجام رسانید خدا به او فرمود: من تو را پیشوای مردم قرار دادم.) حوادثی همچون مقابله با بت‌پرستان، در آتش افتادن، مهاجرت کردن به مصر و شام، وانهادن فرزند و همسر در سرزمین بی‌کشت و زرع مکه و ترک آن‌ها و مأموریت یافتن برای تجدید بنای کعبه مسئولیت‌های سنگینی بود که از جانب خداوند متعال عهده‌دار انجام آنها شد و همه را به نیکی به پایان رساند. اما در کنار موارد یاد شده خداوند امتحان بزرگ و بی‌نظیری را برای ابراهیم علیه‌‌السلام پیش آورد که قرآن مجید از آن به: اِنَّ هذا لَهُوَ البَلاءُ الْمُبینُ (صافات /106) (همانا که این همان آزمایش آشکار است.) تعبیر می‌کند. امتحانی که تسلیم بودن ابراهیم و فرزندش را در برابر فرمان الهی روش می‌کند و آن قربانی کردن فرزش اسماعیل بود، آن هم بعد از آن که خداوند در سن پیری به او دو فرزند به نام اسماعیل و اسحق داده است. بهتر است ماجرای این امتحان را از زبان قرآن بشنویم: «ابراهیم گفت: من به سوی پروردگارم رهسپارم، او مرا راهنمایی خواهد کرد. ای پروردگار من، مرا فرزندی صالح عطا کن. پس او را به پسری بردبار مژده دادیم. و وقتی به حدّ سعی و تلاش با پدرش رسید ابراهیم به او گفت: ای پسرک من! من در خواب دیده‌ام که تو را ذبح می‌کنم. بنگر که چه می‌اندیشی؟ گفت: ای پدر، به هر چه مأمور شده‌ای عمل کن، که اگر خدا بخواهد مرا از صابران خواهی یافت. پس وقتی هر دو تسلیم شدند و همدیگر را بدرود گفتند پسر را به پیشانی بر خاک افکند. او را ندا دادیم که ای ابراهیم! رؤیای خود را حقیقت بخشیدی، ما نیکوکاران را چنین پاداش می‌دهیم. راستی که این همان آزمایش آشکار بود. و او را در برابر قربانی بزرگی باز رهانیدیم. و در میان آیندگان نام نیک برای او بازگذاشتیم. درود بر ابراهیم! نیکوکاران را چنین پاداش می‌دهیم. در حقیقت، او از بندگان با ایمان ما بود.» (صافات / 99-111)
ایثار و عشق پیامبر به انجام "فرمان خدا"، فریضه‌ای برای حجاج ‌‌گردید تا در این روز قربانی کنند و از این طریق برای یتیمان و تهیدستان خوراکی فراهم سازند.
داستان زندگی ابراهیم علیه‌السلام در نه سورة‌ قرآن، آمده است. ودر قرآن 12 بار از ابراهیم علیه السلام نام برده شده و به رسالت وی تصریح شده است. در قرآن کریم ذکری از اینکه «ذبیح» چه شخصی بوده است در میان نیست، اما چون در سوره صافات، ذکر اسحاق علیه السلام پس از گزارش ذبیح آمده است، مفسران مسلمان اسماعیل را ذبیح می‌دانند، ولی در تورات فرزندی که ابراهیم به قربانگاه برده اسحاق بوده است

 دایره المعارف تشیع ج2، اعلام قرآن،‌ خزائلی، ‌دایره المعارف بزرگ اسلامی ج 8، قصص الانبیاء، مروج الذهب ج1 ص 57
منبع دانشنامه آزاد

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت   توسط سرور  | 

عيد قربان

عيد قربان كه پس از وقوف در عرفات (مرحله شناخت) و مشعر (محل آگاهي و شعور) و منا (سرزمين آرزوها، رسيدن به عشق) فرا مى رسد، عيد رهايى از تعلقات است. رهايى از هر آنچه غيرخدايى است. در اين روز حج گزار، اسماعيل وجودش را، يعنى هر آنچه بدان دلبستگى دنيوى پيدا كرده قربانى مى كند تا سبكبال شود.
اکنون در منايي، ابراهيمي، و اسماعيلت را به قربانگاه آورده اي اسماعيل تو کيست؟ چيست؟ مقامت؟ آبرويت؟ موقعيتت، شغلت؟ پولت؟ خانه ات؟ املاكت؟ ... ؟
اين را تو خود مي داني، تو خود آن را، او را – هر چه هست و هر که هست – بايد به منا آوري و براي قرباني، انتخاب کني، من فقط مي توانم نشانيهايش را به تو بدهم:
آنچه تو را، در راه ايمان ضعيف مي کند، آنچه تو را در "رفتن"، به "ماندن" مي خواند، آنچه تو را، در راه "مسئوليت" به ترديد مي افکند، آنچه تو را به خود بسته است و نگه داشته است، آنچه دلبستگي اش نمي گذارد تا " پيام" را بشنوي، تا حقيقت را اعتراف کني، آنچه ترا به "فرار" مي خواند. آنچه ترا به توجيه و تاويل هاي مصلحت جويانه مي کشاند، و عشق به او، کور و کرت مي کند؛ ابراهيمي و "ضعف اسماعيلي" ات، ترا بازيچه ابليس مي سازد.
در قله بلند شرفي و سراپا فخر و فضيلت، در زندگي ات تنها يک چيز هست که براي بدست آوردنش، از بلندي فرود مي آيي، براي از دست ندادنش، همه دستاوردهاي ابراهيم وارت را از دست مي دهي، او اسماعيل توست، اسماعيل تو ممکن است يک شخص باشد، يا يک شيء، يا يک حالت، يک وضع، و حتي، يک " نقطه ضعف"!
اما اسماعيل ابراهيم، پسرش بود!
سالخورده مردي در پايان عمر، پس از يک قرن زندگي پر کشاکش و پر از حرکت، همه آوارگي و جنگ و جهاد و تلاش و درگيري با جهل قوم و جور نمرود و تعصب متوليان بت پرستي و خرافه هاي ستاره پرستي و شکنجه زندگي. جواني آزاده و روشن و عصياني در خانه پدري متعصب و بت پرست و بت تراش! و در خانه اش زني نازا، متعصب، اشرافي: سارا.
و اکنون، در زير بار سنگين رسالت توحيد، در نظام جور و جهل شرک، و تحمل يک قرن شکنجه "مسئوليت روشنگري و آزادي"، در "عصر ظلمت و با قوم خوکرده با ظلم"، پير شده است و تنها، و در اوج قله بلند نبوت، باز يک " بشر" مانده است و در پايان رسالت عظيم خدايي اش، يک " بنده خدا" ، دوست دارد پسري داشته باشد، اما زنش نازا است و خودش، پيري از صد گذشته، آرزومندي که ديگر اميدوار نيست، حسرت و يأس جانش را مي خورد، خدا، بر پيري و نااميدي و تنهايي و رنج اين رسول امين و بنده وفادارش – که عمر را همه در کار او به پايان آورده است، رحمت مي آورد و از کنيز سارا – زني سياه پوست – به او يک فرزند مي بخشد، آن هم يک پسر! اسماعيل، اسماعيل، براي ابراهيم، تنها يک پسر، براي پدر، نبود، پايان يک عمر انتظار بود، پاداش يک قرن رنج، ثمره يک زندگي پرماجرا.
و اکنون، در برابر چشمان پدر چشماني که در زير ابروان سپيدي که بر آن افتاده، از شادي، برق مي زند مي رود و در زير باران نوازش و آفتاب عشق پدري که جانش به تن او بسته است، مي بالد و پدر، چون باغباني که در کوير پهناور و سوخته ي حياتش، چشم به تنها نو نهال خرّم و جوانش دوخته است، گويي روئيدن او را، مي بيند و نوازش عشق را و گرماي اميد را در عمق جانش حس مي کند.
در عمر دراز ابراهيم، که همه در سختي و خطر گذشته، اين روزها، روزهاي پايان زندگي با لذت " داشتن اسماعيل" مي گذرد، پسري که پدر، آمدنش را صد سال انتظار کشيده است، و هنگامي آمده است که پدر، انتظارش نداشته است!
اسماعيل اكنون نهالي برومند شده است، در اين ايام ، ناگهان صدايي مي شنود :
"ابراهيم! به دو دست خويش، کارد بر حلقوم اسماعيل بنه و بکُش"!
مگر مي توان با کلمات، وحشت اين پدر را در ضربه آن پيام وصف کرد؟
ابراهيم، بنده ي خاضع خدا، براي نخستين بار در عمر طولاني اش، از وحشت مي لرزد، قهرمان پولادين رسالت ذوب مي شود، و بت شکن عظيم تاريخ، درهم مي شکند، از تصور پيام، وحشت مي کند اما، فرمان فرمان خداوند است. جنگ! بزرگترين جنگ، جنگِ در خويش، جهاد اکبر! فاتح عظيم ترين نبرد تاريخ، اکنون آشفته و بيچاره! جنگ، جنگ ميان خدا و اسماعيل، در ابراهيم.
دشواري "انتخاب"!
کدامين را انتخاب مي کني ابراهيم؟! خدا را يا خود را ؟ سود را يا ارزش را؟ پيوند را يا رهايي را؟ لذت را يا مسئوليت را؟ پدري را يا پيامبري را؟ بالاخره، "اسماعيلت" را يا " خدايت" را؟
انتخاب کن! ابراهيم.
در پايان يک قرن رسالت خدايي در ميان خلق، يک عمر نبوتِ توحيد و امامتِ مردم و جهاد عليه شرک و بناي توحيد و شکستن بت و نابودي جهل و کوبيدن غرور و مرگِ جور، و از همه جبهه ها پيروز برآمدن و از همه مسئوليت ها موفق بيرون آمدن ...
اي ابراهيم! قهرمان پيروز پرشکوه ترين نبرد تاريخ! اي روئين تن، پولادين روح، اي رسولِ اُلوالعَزْم، مپندار که در پايان يک قرن رسالت خدايي، به پايان رسيده اي! ميان انسان و خدا فاصله اي نيست، "خدا به آدمي از شاهرگ گردنش نزديک تر است"، اما، راه انسان تا خدا، به فاصله ابديت است، لايتناهي است! چه پنداشته اي؟
" اي ابراهيم! خداوند از ذبح اسماعيل درگذشته است، اين گوسفند را فرستاده است تا بجاي او ذبح کني، تو فرمان را انجام دادي"!
اکنون ابراهيم است که در پايان راهِ دراز رسالت، بر سر يک "دو راهي" رسيده است: سراپاي وجودش فرياد مي کشد: اسماعيل! و حق فرمان مي دهد: ذبح! بايد انتخاب کند!
اکنون، ابراهيم دل از داشتن اسماعيل برکنده است، پيام پيام حق است. اما در دل او، جاي لذت" داشتن اسماعيل" را، درد "از دست دادنش" پر کرده است. ابراهيم تصميم گرفت، انتخاب کرد، پيداست که "انتخابِ" ابراهيم، کدام است؟ "آزادي مطلقِ بندگي خداوند"!
ذبح اسماعيل! آخرين بندي که او را به بندگي خود مي خواند!
زنده اي که تنها به خدا نفس مي کشد!
آنگاه، به نيروي خدا برخاست، قرباني جوان خويش را – که آرام و خاموش، ايستاده بود، به قربانگاه برد... و پيامي که:
" اي ابراهيم! خداوند از ذبح اسماعيل درگذشته است، اين گوسفند را فرستاده است تا بجاي او ذبح کني، تو فرمان را انجام دادي"!
برگرفته از: مناسک حج، دکتر علي شريعتي
تهيه: شکوري

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت   توسط سرور  | 

اعيد قربان

ز جمله تفسیرهاى آیه «و فدینـه بذبح عظیم » ، این است كه گفته اند: منظور از «ذبح عظیم » ، حضرت سیدالشهدا(علیه السلام ) است . به توضیح این مطلب می پردازیم:
تنها تعداد انگشت شمارى از مفسران به تفسیر یاد شده اشاره كرده اند . منشأ این تفسیر ، روایتى است كه مرحوم صدوق (ره) در كتاب خصال نقل مى كند كه پیش از بیان پاسخ آن را بیان مى كنیم :
«هنگامى كه خداوند ، گوسفندى را به جاى ذبح اسماعیل ، براى حضرت ابراهیم (علیه السلام ) فرستاد ، حضرت درخواست كرد كه فرزندش را ذبح كند ، تا با تحمل غم و اندوه دل پدرى كه به دست خویشتن ، فرزندش را ذبح كرده است درجاتش بالا رود . خداوند از او پرسید: محبوب ترین مخلوقاتم نزد تو كیست ؟» پاسخ داد: «محبوب تر از حبیبت محمد(صلی الله علیه و آله ) نیافریدى .» فرمود: «نزد تو ، او محبوب تر است یا خودت ؟» گفت : او ، فرمود: «فرزند او نزد تو محبوت تر است یا فرزند خودت ؟» گفت : «فرزند او» فرمود: «این كه فرزند او را دشمنانش از روى ستم ذبح كردند ، تو را بیشتر اندوهگین مى سازد یا این كه فرزندت را به دست خود ذبح كنى ؟» گفت : «پروردگارا ! ذبح او به دست دشمنانش دلم را اندوهگین كرد .» فرمود: «اى ابراهیم ! شخصى از امت محمّد ، فرزندش حسین را بعد از او ، از روى ظلم همچون گوسفند ذبح مى كند و با این كار گرفتار غضب من مى شود .» دل ابراهیم اندوهگین شد و ناله و گریه سر داد .
وحى آمد كه اى ابراهیم ! ناله ات را پذیرفتم و آن را جایگزین ناله و زارى براى فرزندت ـ اگر او را ذبح مى كردى ـ كردم و برایت درجات اهل ثواب بر مصیبت ها را واجب كردم و این همان قول خداوند است كه فرمود: «و فدینـهُ بذبح عظیم .» (صلی الله علیه و آلهافات ، 107)
با توجه به روایت فوق سه نكته را بیان مى كنیم :
1ـ روایت یاد شده ، ظاهراً از نظر سند مشكلى ندارد; زیرا راویان آن عبارتند از: 1ـ عبدالواحدبن محمدبن عبدوس نیشابورى العطّار (استاد مرحوم صدوق ) 2ـ على بن محمدبن قتیبة النیشابورى 3ـ فضل بن شاذان (از اصحاب ائمه (علیه السلاملیهم السلام )) كه همه آنان یا مورد اعتماد و ستایش قرار گرفته اند و یا از اصحاب و بزرگان هستند .
بر فرض چشم پوشى از سند روایت ، به نظر مى رسد ، روایت یاد شده این مقام را فقط شایسته حضرت سیدالشهداء(علیه السلام ) مى داند . توضیح این كه : در این صورت عبارت «قدیناه » ، به معناى «عوّضناه » است ; یعنى خداوند مصیبت شهادت امام حسین (علیه السلام ) را ـ كه به دست دشمنانش ذبح خواهد شد ـ ، به جاى مصیبتى كه بنا بود حضرت ابراهیم (علیه السلام ) متحمل شود ، قرار دارد; به این معنا كه حضرت ابراهیم (علیه السلام ) براى بالا بردن درجات خویش مى تواند بر مصیبت امام حسین (علیه السلام ) بگرید; بنابراین ، از این روایت ، هرگز استفاده نمى شود كه امام حسین (علیه السلام ) فدایى اسماعیل شد . این برداشت از روایت ناصحیح است .•
2 . بر فرض كه بتوان امام حسین (علیه السلام ) را به جاى «ذبح عظیم » گذاشت ، با توجه به معناى «فدیناه » مقصود این خواهد بود: از آنجا كه مقام ذبح عظیم كه با گریستن بر آن ، درجات انسان بالا مى رود ، فقط شایسته امام حسین (علیه السلام ) بود ، ذبح عظیمى را جایگزین ذبح حضرت ابراهیم (علیه السلام ) كردیم .
3 . بر فرض پذیرفتن دلالت روایت لسان این گونه از روایات ، تأویل آیات است نه تفسیر ، و تأویل با ظاهر معناى آیات ارتباطى ندارد ، بلكه مربوط به بطون قرآن بوده ، از عهده قضاوت ما خارج است.
پی نوشت‌ها :
1 . ر .ك : تفسیر كنزالدقائق ، محمدرضا قمى ، ج 11 ، ص 171 ـ 172 ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
2 . ر .ك : خصال ، شیخ صدوق ، ج 1 ، ص 58 ـ 59 ، مؤسسه نشر اسلامى ـ ترجمه آزاد .
3 . ر .ك : طبقات اعلام الشیعه تا شیخ آغا بزرگ تهرانى ، ج 1 ، ص 205 ، اسماعیلیان
4 . ر .ك : خصال ، همان ، ص 59 ، حاشیه ، على اكبر غفارى .

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت   توسط سرور  | 

اعمال روز عرفه

روز نهم روز عرفه و از اعياد عظيمه است اگرچه به اسم عيد ناميده نشده است و روزى است كه حق تعالى بندگان خويش را به عبادت و طاعت خود خوانده و مَوائد جُود و احسان خود را براى ايشان گسترانيده و شيطان در اين روز خوار و حقيرتر و رانده تر و خشمناكترين اوقات خواهد بود و روايت شده كه حضرت امام زين العابدين عليه السلام شنيد در روز عرفه صداى سائلى را كه از مردم سؤ ال مى نمود فرمود به او واى بر تو آيا از غير خدا سؤ ال مى كنى در اين روز و حال آنكه اميد مى رود در اين روز براى بچّه هاى در شكم آنكه فضل خدا شامل آنها شود و سعيد شوند و از براى اين روز اعمال چند است اول غسل دوّم زيارت امام حسين عليه السلام كه مقابل هزار حجّ و هزار عمره و هزار جهاد بلكه بالاتر است و احاديث در كثرت فضيلت زيارت آن حضرت در اين روز متواتر است و اگر كسى توفيق يابد كه در اين روز در تحت قُبّه مقدّسه آن حضرت باشد ثوابش كمتر از كسى كه در عرفات باشد نيست بلكه زياده و مقدّم است و كيفيّت زيارت آن حضرت بعد از اين در باب زيارات بيايد انشاءالله تعالى سوّم بعد از نماز عصر پيش از آنكه مشغول بخواندن دعاهاى عرفه شود دو ركعت نماز بجا آورد در زير آسمان و اعتراف و اقرار كند نزد حق تعالى به گناهان خود تا فايز شود به ثواب عرفات و گناهانش آمرزيده گردد پس مشغول شود به اعمال و ادعيه عرفه كه از حُجَج طاهِرِهِ صَلَواتُ اللّهِ عَلَيْهِم روايت شده و آنها زياده از آن است كه در اين مختصر ذكر شود لكن ما به مقدارى كه اين كتاب گنجايش آن را داشته باشد نقل مى كنيم شيخ كفعمى در مصباح فرموده مستحب است روزه روز عرفه براى كسى كه ضعف پيدا نكند از دعا خواندن و مستحب است غسل پيش از زوال و زيارت امام حسين عليه السلام در روز و شب عرفه و چون وقت زوال شد زير آسمان رَوَد و نماز ظهر و عصر را با ركوع و سجود نيكو به عمل آورد و چون فارغ شود دو ركعت نماز كند در ركعت اوّل بعد از حمد توحيد و در دويم بعد از حمد قُل يا اَيُّهَا الْكافِروُنَ بخواند بعد از آن چهار ركعت نماز گذارد در هر ركعت بعد از حمد توحيد پنجاه مرتبه بخواند فقير گويد كه اين نماز همان نماز حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام است كه در اعمال روز جمعه گذشت .

 براي ديدن ادامه متن به قسمت ادامه مطلب مراجعه نماييد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ششم آذر 1388ساعت   توسط سرور  | 

دعاى حضرت حسين عليه السلام در روز عرفه

و از جمله دعاهاى مشهور اين روز دعاى حضرت سيد الشهداء عليه السلام است بشر و بشير پسران غالب اسدى روايت كرده اند كه پسين روز عرفه در عرفات در خدمت آن حضرت بوديم پس از خيمه خود بيرون آمدند با گروهى از اهل بيت و فرزندان و شيعيان با نهايت تَذَلُّل و خشوع پس در جانب چپ كوه ايستادند و روى مبارك را بسوى كعبه گردانيدند و دستها را برابر رو برداشتند مانند مسكينى كه طعام طلبد و اين دعا را خواندند:

براي ديدن ادامه متن به قسمت ادامه مطلب مراجعه نماييد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ششم آذر 1388ساعت   توسط سرور  | 

 

 

براي ديدن متن به قسمت ادامه مطلب مراجعه نماييد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ششم آذر 1388ساعت   توسط سرور  | 

 

براي ديدن متن به قسمت ادامه مطلب مراجعه نماييد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ششم آذر 1388ساعت   توسط سرور  | 

 

براي ديدن متن به قسمت ادامه مطلب مراجعه نماييد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ششم آذر 1388ساعت   توسط سرور  | 

1359
ممانعت از عبور دشمن از كارون در فارسيات واقع در 28 كيلومتري اهواز .
گزارش اقدامات مهندسي عراق در خوزستان .
اعلام تشكرنامه مجلس شوراي اسلامي از اعضاء جبهه پايداري براي عدم شركت در كنفرانس سران عرب .
مسأله گروگانها : ايران : به ازاي انجام بخشي از خواسته هاي ايران ، تعدادي از گروگانها آزاد خواهند شد .
آمريكا : آزادي مرحله به مرحله گروگانها غيرقابل قبول است .
اعزام يك هيأت ديپلماتيك ايران به پاريس ـ مصاحبه مطبوعاتي سفير ايران در آلمان در مورد سكوت غرب در برابر تجاوز عراق به ايران .
اعلام تيرگي چشمانداز صلح در پايان مأموريت اولاف پالمه ـ اعلام توافق ايران و عراق بر خروج كشتيهاي تجاري كه در اروندرود به دام افتاده اند .
درباره پيمان امنيت جمعي كشورهاي خليج فارس : الراي العام چاپ كويت : پيش نويس اين پيمان كه تا اندازهاي به جنگ ايران و عراق مربوط است ، جهت ملاحظه به وزير ان كشورهاي مربوطه داده شد .
راديو آمريكا : اقدام تازه عربستان سعودي به جنگ ايران و عراق مربوط ميشود مخصوصاً كه حمله هوايي ايران به يك منطقه مرزي كويت باعث ايجاد نگراني و احساس همبستگي ميان كويت و همسايگان شده است .
راديو لندن : پرتاب موشك از هواپيماهاي ايران به خاك كويت دليل ديگري براي كشورهاي كوچك منطقه گرديد كه زير چتر حمايت سعودي گرد آيند .
تكذيب ارسال اسلحه به عراق توسط وزير خارجه يوگسلاوي در عين تأكيد بر روابط گسترده با اين كشور . فرانكفورتر الگماينه چاپ آلمان : ادعاي عقب راندن عراقيها از سوسنگرد مسخره است

+ نوشته شده در  جمعه ششم آذر 1388ساعت   توسط سرور  | 

بسيج

بسيج

بسيج

بسيجي

بسيجي

بسيج

بسيجي

امام و بسيج

+ نوشته شده در  جمعه ششم آذر 1388ساعت   توسط سرور  | 

امام خميني

بسيج

بسم اللَّه الرحمن الرحيم
تشكيل بسيج در نظام جمهورى اسلامى ايران يقيناً از بركات و الطاف جليه خداوند تعالى بود كه بر ملت عزيز و انقلاب اسلامى ايران ارزانى شد. در حوادث گوناگون پس از پيروزى انقلاب خصوصاً جنگ، بودند نهادها و گروههاى فراوانى كه با ايثار و خلوص و فداكارى و شهادت طلبى، كشور و انقلاب اسلامى را بيمه كردند. ولى حقيقتاً اگر بخواهيم مصداق كاملى از ايثار و خلوص و فداكارى و عشق به ذات مقدس حق و اسلام را ارائه دهيم، چه كسى سزاوارتر از بسيج و بسيجيان خواهند بود!

 

برای دیدن ادامه متن به قسمت ادامه مطلب مراجعه نمایید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ششم آذر 1388ساعت   توسط سرور  | 

امام خامنه اي

سالگرد تشکیل بسیج مستضعفان، یادآور خاطره پرشکوه مجاهداتی است که در دوران هشت ساله جنگ تحمیلی، زیباترین تابلوهای ایثار و فداکاری همراه با نجابت و فروتنی و توأم با شجاعت و رشادت را ترسیم کرده است. خاطره جوانمردان پاکدامن و غیوری که شیران روز و زاهدان شب بودند و صحنه نبرد با شیطان زر و زور را با عرصه جهاد با نفس اماره به هم آمیختند و جبهه جنگ را محراب عبادت ساختند.
جوانانی که از لذات و هوسهای جوانی برای خدا گذشتند و پیرانی که محنت میدان جنگ را بر راحت پیرانه سر ترجیح دادند و مردانی که محبت زن و فرزند و یار و دیار را در قربانگاه عشق الهی فدا کردند؛ خاطره انسانهای بزرگ و کم ادعایی که کمر به دفاع از ارزشهای الهی بستند و از هیبت دروغین قدرتهایی که برای حفظ فرهنگ و ارزشهای جاهلی غرب به مصاف ارزشهای الهی آمده بودند، نهراسیدند.

گرامیداشت هفته بسیج 2/9/68

برای دیدن ادامه متن به قسمت ادامه مطلب مراجعه نمایید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ششم آذر 1388ساعت   توسط سرور  | 

بسيج

بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران حضرت امام خميني (ره):

ــ بسيج شجره طيبّه و درخت تناور و پرثمري است كه شكوفه‌هاي آن بوي بهار وصل و طراوات تعيين و حديث عشق مي‌دهد.

ـ اگر بر كشوري نواي دلنشين تفكر بسيجي طنين انداز شد چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گرديد.

برای دیدن ادامه متن به قسمت ادامه مطلب مراجعه نمایید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ششم آذر 1388ساعت   توسط سرور  | 

بسيجي

در آسمان پر نور عزت و افتخار , گاهی اخترانی با درخشش بیشتر , چشمها را به سمت و سوی خود جلب می كنند. این ستارگان فروزان , آرایش آسمان جهاد و شهادت را جلوه ای دیگر می بخشند.
هفته مبارك بسیج مترادف با نام جوان مردانی است كه عطر وجودشان عالمی را پرفروغ و مصفی می كند. گر چه تمام ایام همراه با واژگانش قادر به وصف بسیج و بیان گوشه ای از سجایای آن نیست اما در هفته بسیج كه بهار گفتار در باب این فرشته قدسی است باید حق كلام در خصوص این واژه زیبا ادا شود. لذا شایسته است دفتر دل را گشود , جوهر فكر را تراوید و قلم خلوص را بدست گرفت و با مركب سبز بر كاغذ سفید نگاشت كه براستی بسیجیان كربلائیان برگزیده ای هستند كه نزد آسمانیان برتر و نام آورترند. آنان طالب كوی جانان وسودای عبودیت خدا درسر دارند.

برای دیدن ادامه متن به قسمت ادامه مطلب مراجعه نمایید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ششم آذر 1388ساعت   توسط سرور  | 

بسيجي

بسيج

بسیج یعنی فکر و عقیده ...

بسیج یعنی دانشگاه انسان سازی ...

بسیج تشکل و نهاد صرف نیست.

بسیج فقط گروه، پایگاه، ناحیه و منطقه نیست.

بسیج محمل انحصاری کسی نیست.

بسیج یعنی فرهنگ...،ایمان...، تقوا...، عشق...، صلابت...، شهادت...، ایثار... .

 بسیجی یعنی مؤحّد...، مؤمن...، متقیّ... .

بسیجی یعنی سالک فرهنگ بسیج...

بسیجی یعنی حیدر و زهرا (علیهم السلام)

بسیجی یعنی ثارالله (ع)

بسیجی یعنی خمینی کبیر(ره).

بسیجی یعنی خامنه ای رهبر(حفظ ا...)

بسیجی یعنی فهمیده و بهنام و...

بسیجی یعنی رجائی و ...

بسیجی یعنی همّت و ...

بسیجی یعنی صیّاد و ...

بسیجی یعنی دانشمند هسته ای.

بسیجی یعنی محقّق نانو تکنولوژی.

بسیجی یعنی پژوهشگر هوا و فضا.

بسیجی یعنی مبتکران سلولهای بنیادی.

بسیجی یعنی مخلصی با اندک عمل بجا و مؤثّر.

بسیجی یعنی دانش آموزی پرُکار، دانشجویی پژوهشگر، استادی راهنما، کارگری فعّال، کارمندی متعهّد، معلمی انسان ساز، پزشکی متبهّر و ...ره

بسیجی یعنی هر ایرانی پایبند و مدافع و رهرو آرمانهای رفیع ایران و انقلاب

+ نوشته شده در  جمعه ششم آذر 1388ساعت   توسط سرور  | 

بسيج

نام بسيج يادآور خاطره عزيزترين نهاد و بزرگترين مردان تاريخ ما است. نهادي كه به تعبير امام راحل تشكيل آن «يقينا از بركات و الطاف جليه خداوند تعالي بود.» و «شجره طيبه و درخت تناور و پرثمري است كه شكوفه هاي آن بوي بهار وصل و طراوت يقين و حديث عشق مي دهد.

برای دیدن ادامه متن به قسمت ادامه مطلب مراجعه نمایید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ششم آذر 1388ساعت   توسط سرور  | 

بسيج

«شجره طيبه بسيج» متشكل از مومنان مخلص و فداكار، همواره تشنه آب حيات و طالب نور زندگي بخش قرآن و وحي و نسيم روح بخش و دل انگيز سنت و عترت است و ادامه حيات معنوي آن مستلزم اتصال دائمي به سرچشمه كمال و منبع لايزال و درياي معرفت كلام حق، سنت نبوي و ولايت علوي و شاگردي بسيجيان عزيز در مدرسه عشق و مكتب شهيدان مي باشد، تا سرود آزادگي را از گلدسته هاي عروج الي الله سر دهند و از نردبان بندگي تا تابندگي بالا روند تا يقين و حقيقت حديث عشق را در گستره زمان و مكان جلوه گر نمايند و پرچم توحيد را در سراسر عالم به اهتزاز درآورند و اعتلابخش كلمه طيبه «لااله الاالله» باشند.

برای دیدن ادامه متن به قسمت ادامه مطلب مراجعه نمایید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ششم آذر 1388ساعت   توسط سرور  | 

عملیات نصر 9 درمنطقه حاج عمران با رمزیا مولای متقیان (ع) و با تلاش رزمندگان ارتش جمهوری اسلامی ایران در چنین روزی آغاز شد.
این عملیات به آزاد سازی ارتفاعات دوهزاروهشتاد ، دوهزار وشصت، هزارونهصد وهشتاد وپنج وهزار ونهصد و هشتاد درمنطقه عمومی حاج عمران وهمچنین انهدام دهها دستگاه انواع خودرو نظامی و چندین انبار مهمات و کشته و زخمی شدن بیش از چهارهزارعراقی منجر شد .

+ نوشته شده در  جمعه ششم آذر 1388ساعت   توسط سرور  | 

آزادي‌ قله‌ مهم‌«گرده‌ رش» و شهرماووت‌- معروف‌ به‌ عمليات‌ ماووت
اجراي‌ عمليات‌هايي‌ چون‌ «كربلاي‌10 » و «نصر4» در جبهه‌ شمالي‌ و مشخصا محور شرق‌ رودخانه‌ "قلعه‌چولان" تا بلند‌هاي‌ «سوركوه» استان‌ سليمانيه‌ كردستان‌ عراق، زمينه‌ را براي‌ گسترش‌ و پيشبرد مواضع‌ خودي‌ به‌ سمت‌ غرب‌ و در دل‌ كوه‌هاي‌ مرتفع‌ منطقه‌ و كوتاه‌ كردن‌ دست‌ افراد ضدانقلاب‌ و مخالف‌ از خرابكاري‌ در درون‌ خاك‌ ايران‌ فراهم‌ ساخت.
در تداوم سلسله عملياتي كه در جبهه شمال غرب انجام شد، ضرورت اجراي عمليات به منظور فراهم سازي عمليات بزرگ و گسترده در اين جبهه بيش از پيش احساس مي شد. به همين دليل به رغم دشواري هاي موجود، عمليات نصر 8 از سوي سپاه پاسداران طراحي شد.

هدف عمده از عملیات تصرف ارتفاع گرده رش و در نتيجه تسلط بر بخشي از رودخانه قلعه چولان و تسهيل عبور نيروها.
همچنين‌ نزديك‌ ساختن‌ خطوط‌ نيروهاي‌ منظم‌ خودي‌ در داخل‌ كشور و نيروهاي‌ نامنظم‌ قرارگاه‌ «رمضان» و كردهاي‌ معارض‌ عراق‌ با يكديگر، به‌ انجام‌ عمليات‌ «نصر8» بستگي‌ پيداكرد. براي‌ نفوذ به‌ قلب‌ دشمن‌ در اين‌ محور، مي‌بايست‌ از رودخانه‌ قلعه‌ چولان‌ عبور صورت‌ مي‌گرفت‌ و اين‌ امر مشروط‌ به‌ در دست‌ گرفتن‌ كوه‌ «گرده‌رش» بود.

برای دیدن ادامه متن به قسمت ادامه مطلب مراجعه نمایید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ششم آذر 1388ساعت   توسط سرور  | 

قرارگاه‌ عملياتي‌ و برون‌ مرزي‌ «رمضان» نيروي‌ زميني‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامي‌ با همكاري‌ معارضان‌ كرد عراقي، در روز 28 آبان‌ ماه ‌1366 عمليات‌ نامنظم‌ «ظفر4 » را در استان‌ «دهوك» كردستان‌ عراق‌ ترتيب‌ داد.
در اين‌ عمليات‌ كه‌ در شمار سلسله‌ عمليات‌هاي‌ نامنظم‌ ظفر و در عمق‌ منتهي‌ اليه‌ جبهه‌ شمالي‌ دشمن‌ و با هدف‌ انهدام‌ تأسيسات‌ نظامي‌- اقتصادي‌ عراق‌ صورت‌ گرفت، نيروهاي‌ خودي‌ با رمز «يا رسول‌ الله9)») به‌ مقر لشكر119 پياده‌ ارتش‌ عراق‌ مستقر در شهر دهوك‌ حمله‌ برده‌ و ضمن‌ انهدام‌ آن، به‌ تخريب‌ تأسيسات‌ انتقال‌ برق‌ سد اين‌ شهر به‌ ميزان‌60 درصد و مركز پست‌ و تلگراف، پمپ‌ بنزين، مقر پليس‌ و مخابرات‌ به‌ ميزان‌40 درصد پرداختند.
همچنين‌ نيروهاي‌ عمل‌ كننده‌ توانستند بامسدود كردن‌ موقت‌ راه‌ ترانزيتي‌ عراق‌- تركيه،10 پايگاه‌ حفاظتي‌ اين‌ مسير را منهدم‌ ساخته‌ و400 كشته‌ و زخمي‌ از دشمن‌ بر جاي‌ گذارند.

نام‌ عمليات: ظفر 4 (نامنظم)
زمان‌ اجرا: 8/28 /1366
تلفات‌ دشمن‌ (كشته‌ و زخمي):400
رمز عمليات: (يا رسول‌ الله)
مكان‌ اجرا: استان‌ دهوك‌ عراق، ‌250 كيلومتري‌ محور شمالي‌ جبهه‌ دشمن‌
ارگان‌هاي‌ عمل‌كننده: رزمندگان‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامي‌ در قرارگاه‌ برون‌ مرزي‌ رمضان‌ و معارضان‌ كرد عراق‌
اهداف‌ عمليات: انهدام‌ تأسيسات‌ نظامي‌ - اقتصادي‌ و تأسيسات‌ سد شهر كركوك‌

+ نوشته شده در  جمعه ششم آذر 1388ساعت   توسط سرور  | 

«رمضان احمدی» در سوم خرداد 1335 در خانواده ای زحمتکش و مذهبی در شهرستان «یزد» دیده به جهان گشود ،او بعد ها نام مستعار «صالح» را برای خود بر گزید .هوش و ذکاوت او موجب شد تا قرائت قرآن را تا هفت سالگی فرا گیرد . تحصیلات ابتدایی و متوسطه را نیز با موفقیت به پایان رساند .به دلیل هوش و فراست و احراز رتبه شاگرد ممتازی در سالهای آخر تحصیلات دبیرستانی هر سال به اردوهای تابستانی دعوت می شد که او شرکت در این اردوها را غیر مشروع و غیر اسلامی می دانست و همواره به دعوت طاغوت شجاعانه جواب رد می داد .

برای دیدن ادامه متن به قسمت ادامه مطلب مراجعه نمایید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ششم آذر 1388ساعت   توسط سرور  | 

« بسیج لشگر مخلص خداست كه دفتر تشكیل آن را همه مجاهدان از اولین تا آخرین امضاء نموده اند».
امام خمینی
دیروز پنجم آذر ماه سال روز تشكیل نهاد بسیج به فرمان حضرت امام خمینی (ره) بود و همین ایام بهانه ای شد تا بار دیگر نظری بیندازیم به نقش مسؤولیت های سنگین این نهاد كه محدوده آن را همه كسانی تشكیل می دهند كه دل در گرو تحقق اهداف و آرمان های بلند امام راحل(ره) و عملی شدن شعارهای نجات بخش انقلاب اسلامی دارند و در هر زمان با درك شرایط و موقعیت انقلاب و كشور از هیچ گونه خدمت و یاری رسانی به نظام و كشور دریغ نمی ورزند.
به راستی كه بسیج و گرامی داشت مقام و جایگاه آن با برگزاری سمینارها و یا تعارفات معمولی در حالی كه هیچ تلاشی برای به فعلیت رساندن نیروی عظیم نهفته در وجود بسیجیان صورت نگیرد راهی به جایی نخواهد برد.

برای دیدن ادامه متن به قسمت ادامه مطلب مراجعه نمایید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ششم آذر 1388ساعت   توسط سرور  | 

سردار شهيد مهندس ناصر فولادي از فرماندهان عمليات بيت المقدس، دست مستخدم بخشداری را می بوسید و براین بوسه افتخار می کرد ، چراکه پیامبر اکرم(ص) دست پینه بسته کارگر را می بوسید.
ديوان بيگي در وصف همسرش، شهيد ناصر فولادي نوشته است: آنگاه که نوجوانی 14 ساله بیش نبودی، از ظلم و ستم شاه و چپاول نفت سخن می راندی... در مبارزه علیه طاغوت تا پاسی از شب گذشته اطلاعیه های امام را بادست نوشته، پخش می نمودی، با مواد منفجره وآتش زا ، سه راهی و کوکتل مولوتف مي ساختي تا علیه دشمنان اسلام مورد استفاده قرار گیرد... .

برای دیدن ادامه متن به قسمت ادامه مطلب مراجعه نمایید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ششم آذر 1388ساعت   توسط سرور  | 

 

برای دیدن ادامه متن به قسمت ادامه مطلب مراجعه نمایید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ششم آذر 1388ساعت   توسط سرور  | 

امام خميني (ره)

شهيد آوينيامام خمينيشهيد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت   توسط سرور  | 

۱) نشسته بود زار زار گریه می کرد. همه جمع شده بودند دورمان. چه می دانستم این جوری می کند؟ می گویم "مصطفی طوریش نیس. من ریاضی رد شدم. برای من ناراحته." کی باور می کند؟

2) ریاضیش خیلی خوب بود. شب ها بچه ها را جمع می کرد کنار میدان سرپولک ؛پشت مسجد به شان ریاضی درس می داد. زیر تیر چراغ برق.

3) شب های جمعه من را می برد مسجد ارک. با دوچرخه می برد. یک گوشه می نشست و سخن رانی گوش می داد. من می رفتم دوچرخه سواری.

4) پدرمان جوراب بافی داشت. چرخ جوراب بافیش یک قطعه داشت که زود خراب می شد و کار می خوابید. عباس قطعه را باز کرد و یکی از رویش ساخت. مصطفی هم خوشش آمد و یکی ساخت. افتادن به تولید انبوه یک کارخانه کوچک درست کردند. پدر دیگر به جای جوراب،لوازم یدکی چرخ جوراب بافی می فروخت.

 

براي ديدن ادامه متن به قسمت ادامه مطلب مراجعه نماييد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت   توسط سرور  | 

{شهید آوینی}
آقا سعید فرمانده این محور عملیاتی، همان کسی بود  که ما در جستجوی او بودیم.او مظهر همان روحی است که حزب الله را از انسانهای دیگر جدا می کندوالبته در میان رزم آوران ما دلاورانی چون سعید کم نیستند.

{حاج سعید قاسمی}
نهایتا از اون جنگ یا یه چیز گوگوری مگوری براش درس بکنیم ونهایتا بهش بخورونیم که عزیزم، پدر تو ،برادرت،هشت سال نه ده سال ،اون دو سالش که اولا معلوم نیست کجاست؟این دو ساله فیده ،پاکه.
اه آقا اینا(اشاره به محاسن) هنوز در نیومده بود،برادر توی همین خان گزیده ها با سید مرتضی آوینی ،توی کجا،توی سیستان و بلوچستان ،بالاتر،این ور ،تو خلق عرب ،دو سال تیرو تیر کشی بوده،اینا چه جور مقدس نیست برای شما،
برای چی پاک می کنید تاریخو،
روز به روزشو چوب خط کشیدیم ما!
کی اینو انداخته تو دهن همه که هشت سال هشت سال، برای چی؟

{حاج سعید قاسمی}
می دونست که باید پاک کرد این رو ،اگر می شد عوض کرد خیلی بهتر بود این دروغ بزرگ رو  با این جمله که:
آقا از شرقترین شرق این کشورهادر کره خاکی تا غرب ترین غربش یک بار در طول تاریخ ،یک بار، در طول تاریخ،طول تاریخ بشریت ،سر یک موضوع با هم وحدت و انسجام پیدا کردند که او هم انقلاب اسلامی ایران بود ،همه خفه خون گرفتند و اومدند پای کار که بزنن زمین،اما نتونستند.
این جمله باید عوض بشه دوستان ،این فرهنگ باید عوض بشه که از توی تمام کتابها باید پاک بشه ،هشت سال جنگ ایران و عراق دروغی بیش نیست!

{حاج سعید قاسمی}
هیچ وقت جیگر نمی کنی که این تکه رو باز کنی که برادر،عزیزم،رمضان جنگیدم اون طرف،پشت خاکریز،یه طرف کنت دمارانش ،کیه کنت دمارانش ؟وزیر اطلاعات وقته فرانسه،با کارشناسای خبره نظامیش چسبیده پشت خاکریز.
 امروزه تاریخو وقتی میخونی،کتابایی که ترجمه می شه رو می خونی،جنگ جهانی چهارم کتاب نوشته کنت دمارانش،میگه اونجا بودم نگاه می کردم هر جا بسیجیا رخنه می کردن با کارشناسامون (می دیدم)،کیه ؟کسی که دژ ماژینو از دست داده،خط بارلو از دست داده،یه طرف فرانسه است،یه طرفش انگلیسه
این رو اگر بگه پسرم ،دخترم استکبار جهانی اینان،اون شوروی بی پدره ،با موشکای اسکاد – بی برد بلند کرد برای این که قم بزنه ،تهرانو بزنه،اون فرانسه است که بهش میراژه اف –یک دادن اینها اگژو سه دادن بهش چی دادن،اون آلمان بی پدره که، شیمیایی داد،اون فلانه،نمی گه اینا رو!

{حاج سعید قاسمی}
مهندسی که می گن مهندسی عراق، می دونی برادر،می زدی به خط یوگسلاو می گرفتی توی خط،صرب می گرفتی ،بوسنیایی می گرفتی،می دونی اصلا این چه جنگی که با عراق بوده، تا آخرش پسرم دخترم می دونی چند قشرو قماش از جامعه جهانی بین الملل ما اسیر داشتیم،می گی نه خوب پدرم جنگ با عرق بوده ،فقط عراقی،
میگم که حق داری که در همین حماقت باشی !
از سه ملیت خوبه!؟
پنج ملیت خوبه؟!
هشت ملیت!اه آقا هش ملیت؟!
ده ملیت؟
دوازده ملیت؟!
پانزده ملیت؟!
هیجده  ملیت ثبت شده که!هیجده ملیت ثبت شده که جنگیدیم باهاش!
{حاج سعید قاسمی}
دیدی دیگه،یه تیکه از اون ، رشحاتی از اون دفتر آقا روح الله رو باز کردید شد هلوکاست ،همه بهم ریختند !
یه ورقشو باز کردید تازه،فتو کپی دست دهمشو!جیگر بکنه بگه که آقا دنبال قصه سلمان رشدی هستیم ،همه چی بهم می ریزه!
رحمت خدا بر سید مرتضی آوینی اگر این مقاله امروز بود که ماها می رسیم به انرژی هسته ای!و برازنده ی ما هم هست!اما قدرت در جای دیگر رقم خواهد خورد،قدرت در ایمان پنجه های بسیجی هاست! ایمان ،وحدت،اونا رو بگیرن می پاچه از درون،انرژی هسته ای کیلویی چنده! انژی هسته ای تو جیگر ایناس!توی ایمان اینهاس!این رو باید نگه دارین شما!

{حاج سعید قاسمی}
همه ما رو در طول این شانزده سال ،بارک الله آقایون،البته دستتون درد نکنه!همه ما رو پاستوریزه و همونیزه فرمودید و طرح شما همونیزه کردن و پاستوریزه کردن انقلاب بود، که الحمدلله جواب نداد ،با رای دادن احمدی نژاد جواب نداد،در سه تیر ،سه تیر زدیم به سه نماینده زر،زور و تزویر!
مردم به قد و قواره این بنده خدا رای ندادن!گفتن دو مرتبه همون شعاره!

{حاج سعید قاسمی}
باید که عمر قرن هایی سر بیاید
تا مثل یک آوینی دیگر بیاید
آزاده بود و عزم سرخ کربلا کرد
آزاده بود و مرتضی را مرتضی کرد!

{شهید آوینی}
باز هم بالاخره مصاحبه ما با آقا سعید ناتمام می ماند،و حسرت ادامه صحبت های او بر دل ما،
او یکی از پرورده های میدان رزم و جهاد فی سبیل الله است واگر انقلاب اسلامی،هیچ دستاوردی جز پرورش انسان هایی این چنین نداشت باز هم می ارزید تا حزب الله،جان و سر خویش را فدای حفظ آن کند.

{حاج سعید قاسمی}
شادی روح امام عزیزمون،شادی روح همه شهدای انقلاب،همه شهدای ده سال دفاع مقدس،ده سال، و نه هشت سال،شادی روح همه شهدای استشهادیی این مرز و بوم و خاصه دو شهید بزرگوارآقا سعید یزدان پرست و سید شهیدان اهل قلم به تعبیر حضرت آقا صلوات و فاتحه دیگری عنایت بفرمائین آقا.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت   توسط سرور  | 

شهیدان غصه پر سوز عشقند                            

شهیدان ، شمع جان افروز عشقند

شهیدان ، راهیان کوی یارند                             

شهیدان ، عاشق خونین تبارند

شهیدان ، معنی معراج عشقند                            

     به دار عاشقی ، حلاج عشقند

    شهیدان اسوه ایثار و خونند                                

    شهیدان رهرو راه جنونند

شهیدان ، همنشین آفتابند                                

        به جان شام تیره ، چون شهابند

   شهیدان ،‌رونق بازار عشقند                               

          شهیدان ، نوگل گلزار عشقند

  شهیدان با خدا میثاق بستند                              

   حصار خود پرستی را شکستند

   چه خوش با بال خون پرواز کردند                         

 سرود عشق را آواز کردند

  حصار تیغ را با خون شکستند                            

      به بام عاشقی ، گلگون نشستند

       ردای شعله را با سر کشیدند                               

   به بزم عاشقان ساغر کشیدند

 شهیدان را شهادت نوششان باد                      

  حریر لاله ها تنپوششان باد

خوشا به حال آنان که با شهادت رفتند

         خدایا ما را به قافله شهدا برسان

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت   توسط سرور  | 

 

Search Engine Optimization and SEO Tools